|
|
|
|
|
گل فضائی !!!!!!!!!!!!!!
باران شیری!!!!!!!!!!!
عشق فضائی!!!!!!!!!!!
در حسرت مسکن !!!!!!!!!!!!
راسو !!!!!!!!!! گاو !!!!!!!!!
پا !!!!!!!!!
واما انسان این اشرف مخلوقات!!!!!!!!!!!!!
امیدوارم که دقایقی را که صرف دیدن سایت کردید جزو لحظات بیادماندنی شما باشد.اما همواره نظرات گوهربار شماست که مشوق راه میباشد.نیزاز ارسال مطالب با سبک سایت مشتاقانه استقبال میکنم وپیشاپیش نیز از همه تشکر میکنم.
|
||
|
|
|
|
|
بسیاری از مردم، آثاری چون دیوار چین، تاجمحل و تخت جمشید را به عنوان عجایب هفتگانهجهان میشناسند، اما این آثار كه بسیار زیبا وكمنظیر هستند، در فهرست عجایب هفتگانه جهانقرار ندارند. فهرستی كه در روزگار باستان تعیینشده و پس از آن نیز توسط باستانشناسان وهنرشناسان تایید شده است و جز عجایبهفتگانه هستند، به این شرح میباشد: ۱) اهرام مصر، در مصر ۲) باغهای معلق بابل، در عراق ۳) مجسمه زئوس، در المپیا ۴) معبد آرتمیس، در افسوس ۵) مقبره ماسولوس، در هالیكارناسوس ۶) مجسمه عظیم رودس، در یونان ۷) برج دریایی اسكندریه، به در جزیره فاروس اكنون به تاریخ ساخت و چگونگی این بناها وهمچین دلیل عجیب بودنشان میپردازیم. ● هرم خوفو: «هرم خوفو» بزرگترین هرم در بین اهرام مصر است. این بنا كه قدیمترین و بزرگترین بنا در بینعجایب هفتگانه میباشد، تنها بنایی است كه درحال حاضر وجود دارد. «هرم خوفو» در ۲۶۰۰ سال قبل از میلاد ساختهشده است. این هرم بلندترین بنای ساخته دستبشر تا سال ۱۸۸۹ میباشد; از این رو این هرمجزو عجایب هفتگانه قرار گرفته است. بیشترسنگهای تشكیل دهنده این بنا، سنگهایعظیمی است كه امروز تنها با تریلرهای بسیاربزرگ قابل حمل است. ارتفاع فعلی این هرم۱۳۸ متر است. ● رودس یونانی: مجسمه عظیم الجثه رودس در یونان یكی دیگر ازعجایب زیبایی جهان بشمار میرود. ارتفاع اینمجسمه، یك شاهكار برجسته معماری بود كهبرروی جزیره رودس در حدود ۲۸۰ سال قبلاز میلاد ساخته شده بود. هیچكس نمیداند این مجسمه شبیه چه كسی بودهیا در كجا قرار داشته است. به گفته كارشناسانفرهنگی، احتمالا این مجسمه در نزدیكی درورودی لنگرگاهی بنا شده بوده و پاهای مجسمهدر دو طرف قرار داشته است; بهطوری كهكشتیها از میان پاهای آن عبور میكردهاند.باستانشناسان این مجسمه را جزو عجایب هفتگانهجهان قرار دادهاند. ● آرتمیس ترك: معبد آرتمیس در «افوسوس» تركیه میباشد. اینبنا با داشتن ۱۰۰ ستون مرمری زیبا كه ارتفاع هركدام از آنها به ۱۵ متر میرسید، یكی از عجایبهفتگانه به حساب میآید. این معبد، فضایی رااحاطه میكرد كه تقریبا چند برابر وسعتآكروپلیس در آتن بود. در این معبد، حوادثزیادی اتفاق افتاده است. این بنا در ۶۰۰ سالپیش از میلاد ساخته و در ۵۵۰ سال پس از میلاددر آتش سوخت; سپس مجددا به صورت زیباتر وعظیمتر باز سازی شد. این بنا بار دیگر برای دومینبار دچار حریق شد. ● زئوس یونانی: مجسمه زئوس در المپیای یونان است و یكی ازعظیمترین مجسمههای جهان به شمار میرود.این اثر در۴۵۰ سال قبل از میلاد توسطمجسمهساز معروفی به نام «فیدیاس» ساخته شد.ارتفاع مجسمه «زئوس» در حدود ۱۲ متر است.«فیدیاس» با ساخت این مجسمه بلند میخواستاقتدار و نیرومندی زئوس را نشان دهد. مجسمهزئوس در معبد زئوس، ۶۴ متر طول و ۷۲ ستونبه سبك معماری قدیم یونانی دارد. مجسمه زئوسدر حدود ۸۵۰ سال در این معبد قرار داشت. تاهنگامی كه یونانی ها آن را به استانبول منتقلكردند. البته بعد از مدتی به آتش كشیده شد و ازبین رفت. عظمت و زیبایی این مجسمه سبب شدكه در فهرست عجایب هفتگانه قرار گیرد. ● باغهای بابل باغهای معلق بابل در عراق یكی از بحثبرانگیزترین عجایب هفتگانه و بینظیرترینمعماریهای جهان به شمار میرود. البته عدهایاز باستانشناسان هنوز در وجود داشتن آن شكدارند. بعد از بدست آمدن اسناد اصلی وخرابههای برجا مانده از آن زمان، وجود داشتنآن ثابت شد. در این میان سوالی مطرح است كهاین باغهای معلق چرا ساخته شدند؟ درپاسخ بهاین سوال باید افزود كه شاه «نبوكد» این بنایعجیب را برای خوشحال كردن همسرش در ۶قرن قبل از میلاد ساخت. عدهای از تاریخ نگارانمیگویند: ملكه آشوری این باغ را برای تفریح وسرگرمی خود ساخته است. ● ملكه هالیكارناسوس: ارتفاع این مقبره مرمری به اندازه یك ساختمان۱۴ طبقه بود. ملكه «آرتمیسیا» فرمان ساخت اینمقبره را در هالیكار ناسوس برای همسرش در۳۵۳ سال قبل از میلاد صادر كرد. ملكه این بنا رابرای قدردانی از همسرش ساخت و به این منظوربهترین هنرمندان و مجسمه سازان آن زمان راگرد آورد. ملكه آرتمیسیا دو سال پس از همسرشدرگذشت. جالب است كه بدانید، شاه ماسولوسهم همسر آرتمیسیا بود و هم برادرش. این بنا درحدود ۱۷ قرن پا بر جا بود و در ۱۴۰۰ سال پساز میلاد، در اثر زلزله فرو ریخت. گفتنی است كهشاه «ماسولوس» هم همسر آرتیمیسا بود و همبرادرش ● فانوس اسكندریه: فانوس اسكندریه یكی از بزرگترین شاهكارهایروزگار باستان میباشد. ارتفاع آن بنا حداقل بهاندازه یك ساختمان ۴۰ طبقه امروزی بود وبرای ۱۶ قرن پا برجا بود. برخلاف ۶ عجایب دیگر، فانوس اسكندریهاستفادههای عملی بسیار داشت. این بنا بهكشتیهای دریانوردی كمك میكرد كه اسكلههارا به راحتی پیدا كنند و با ایمنی كامل داخل آنشوند. این اسكلت برای ۱۶۰۰ سال باقی ماند وارتفاع آن ۱۸۰ متر و بلندترین ساختمان دنیابود، اما با ساخت «برج ایفل» در سال ۱۸۸۹،«ایفل» بلندترین برج دنیا نام گرفت. مجله خانواده سبز |
||
|
|
|
|
|
شهر ممنوعه اکنون یکی از عجایب دنیا به حساب می آید، این شهر در زمان های گذشته درست در مرکز پکن قدیم قرار گرفته بود اما اکنون به شکل یک موزه درآمده است که هر ساله میلیون ها توریست را به چین می کشاند. شاید بتوان گفت که این شهر یکی از پیچیده ترین و بزرگ ترین قصرهای پادشاهی دنیاست که از ۹۹۹/۹ ساختمان تشکیل شده است و ۷۴ هکتار مساحت، ۹۶۰ متر طول و ۷۵۰ متر عرض دارد. شهر مسنوکه محل زندگی ۲۴ امپراتور در زمان پادشاهی مینگ و کوئینگ بود. البته نام این شهر به «گوگونگ» که در زبان چینی به معنای قصر قدیمی است تغییر داده شده است. این قصر دارای دو نیمه شمالی و جنوبی است، نیمه شمالی آن همان فضای بیرونی قصر است که پادشاهان در آنجا مردم را جمع می کردند و مشغول به سخنرانی می شدند. نیمه جنوبی محوطه درونی قصر به حساب می آید که پادشاهان همراه خانواده خود در آنجا زندگی می کردند. قصر قدیمی حدود ۵۰۰ سال است که محل زندگی خانواده های اعیان و اشراف بوده است. در گذشته تنها پادشاهان و خانواده های آنها جزو طبقه اعیان و اشراف جامعه به حساب می آمدند بنابراین تنها این افراد بودند که اجازه ورود به شهر ممنوعه را داشتند. اما اکنون در این شهر و قصر و موزه آن به روی همه توریست ها باز است و همه می توانند از موزه آن و جواهرات سلطنتی اش دیدن کنند. نقاشی های باشکوه و معماری زیبا و سالن های مجلل آن قطعا رضایت خاطر و تعجب شهرنشیان امروزی را به خود بر می انگیزد. شهر ممنوعه تقریبا ۶۰۰ سال قدمت دارد. برنامه ریزی برای ساختن آن از سال ۱۴۰۷ تا ۱۴۲۰ آغاز شد. شواهد نشان می دهد که ۱۰۰ هزار کارگر برای ساختن آن تلاش کرده اند. به گفته باستان شناسان، چینی ها تمام خرد و دانش خود را برای ساختن این قصر به کار گرفته اند به عنوان مثال سنگ ها و الوارهای به کار رفته در بنای ساختمان های این قصر از فنگ شان در اطراف پکن، آورده شده بود و برای حفاظت از آن خندق هایی به پهنای ۴۹ متر دور تا دور ساختمان آن حفر شده بود تا از پادشاهان ساکن شهر حمایت کند. (یکی دیگر از اقدامات عجیب برای ساختن این قصر نحوه حمل سنگ ها به ساختمان آن است. به علت سنگینی سنگ ها و غیرقابل جابه جا بودنش چینی ها در اطراف جاده هایی که به شهر ختم می شد چاه هایی حفر کرده بودند که در فصل زمستان با ریختن آب این چاه ها روی جاده و سر کردن سطح آن سنگ های سنگین را به سمت شهر روی جاده هل می دادند. یکی دیگر از اقدامات جالبی که چینی ها برای جلوگیری از حمله مهاجمان به این قصر انجام داده اند، ساختارهای عجیب و غریب و نردبان شکلی است که در دیوارهای آن به کار رفته است. شکل دیوارهای آن طوری است که دل مهاجمان را می لرزاند و هیچکس جرات بالارفتن از آن را ندارد. رنگ زرد سمبل خانواده های اشرافی چین است بنابراین هنگام ورود به شهر، زرد بیش از هر رنگ دیگری به چشم می خورد حتی دیوارها و آجرهای به کار رفته در کف آن هم زردرنگ هستند. می توان گفت تمام دکوراسیون قصر به رنگ زرد است، تنها رنگی که در تضاد با دیگر رنگ ها است رنگ مشکی است که در ساختن سقف کتابخانه آن به کار رفته است. چینی ها معتقد بودند که مشکی نشانگر آب و آتش است. ● شهر ممنوعه دروازه مری دان واقع در جنوب این شهر دروازه اصلی آن به حساب می آید که شکلی شبیه ققنوس دارد. به همین علت نام دیگر آن را هم برج ققنوس گذاشته اند. پس از گذر از این دروازه وارد محوطه ای بسیار بزرگ می شویم که شش پل در آنجا قرار دارد و همگی آنها از روی آب های رودخانه طلایی رد شده اند. پنج ساختمان در دروازه ورودی قرار دارد که می گویند بیانگر انسانیت، وظیفه شناسی، خرد، اعتماد و سعادت است. رودخانه طلایی هم در این ناحیه بسیار زیبا تزیین شده است. سنگ های به کار رفته در ته این رودخانه سفید رنگ است. ستون های مرمری شکل هم در کنار این رودخانه ساخته شده است. اگر روی یکی از پل های این رودخانه بایستید شاهد نمای بسیار زیبایی به نام تایهمن خواهید بود. تایهمن هم زیباترین دروازه این شهر است که شیر های مجسمه ای شکل از آن حفاظت می کنند. اگر به دقت به معماری معابد بودایی و قصرهای چینی نگاه کنید تفاوت چندانی میان آنها نمی بینید. چون همگی تقریبا معماری مشابهی دارند به عنوان مثال همگی روی یک سکو ساخته شده اند و یا همه وزن این ساختمان ها را یک پایه بازویی شکل و ستون های چوبی تحمل می کند. از نظر فضای داخلی هم شکل تمام ساختمان های چینی شبیه هم است. چوب ها و یا سنگ های به کار رفته در نمای داخلی آن رنگ شده اند و دیوارها و ستون ها هم اگر کنده کاری نشده اند، به رنگ قرمز درآمده اند. معماری و رنگ های به کار رفته در شهر ممنوعه هم درست از همین قانون تبعیت می کند. متاسفانه نمونه های بسیار زیاد و جالبی از معماری چینی ها بر اثر شهر نشینی و یا غفلت و بی توجهی از بین رفته است. ترجمه: آزاده هاشمی |
||
|
|
|
|
|
سفرپیدایش کتاب مقدس به داستان پیدایش جهان اشاره می کند و یکی از سرفصل های اصلی این بخش به موضوع زبان های مختلف نوع بشر اختصاص دارد. طبق گفته انجیل، در آغاز زبان تمام مردم زمین یکی بود. در سرزمین بابل مردمی جاه طلب زندگی می کردند که تصمیم گرفتند برج بلندی بسازند. آنقدر بلند که به بهشت برسند. با این کار درصدد آن بودند نام خود را در تاریخ ثبت کنند و برخلاف دستور خدایشان که به پراکندگی در زمین حکم کرده بود، در یک جا جمع شوند. پروژه ساخت این برج آغاز شد. ذات الهی از این عمل ناخشنود شد و حکم بر آن شد که در زمین پراکنده گردند و هرکدام به زبانی صحبت کنند به طوری که هیچ یک زبان دیگری را نفهمد. حکم الهی بر آنان جاری شد، زبان های مختلف جهان به وجود آمدند و مردم در سراسر زمین پراکنده شدند. آیا این داستان انجیل ریشه های تاریخی نیز دارد؟ برخی عقیده دارند که این، فقط داستانی است بدون ریشه های تاریخی و در طول تاریخ هیچگاه تمام انسان های کره زمین به یک زبان واحد سخن نگفته اند. برخی نیز بر این عقیده اند که این داستان کاملا جنبه نمادین دارد و احتمالا این تنها توجیهی بوده است که انسان های پیشین برای تعدد زبان های موجود داشته اند. اما واقعیت چیست؟ آیا دلیل و معتبری برای قبول یا رد داستان برج بابل وجود دارد؟ ● زبان شناسی در آغاز محققان زبان شناسی با مطالعاتشان سعی داشتند تا به یک ریشه واحد برای زبان های گوناگون برسند. ماکس ف.مولر (۱۹۰۰-۱۸۲۳) یکی از بزرگترین زبانشناسان تاریخ، به مقایسه زبان های باستانی با یکدیگر پرداخته و شباهت ها و تفاوت های آنها را با یکدیگر ذکر کرده است. این استاد دانشگاه آکسفورد در کتاب خود با نام «علم زبان» چنین می نویسد:ما تمام حالاتی را که زبان می تواند به خود بگیرد را آزمایش کرده ایم و اکنون به این پرسش رسیده ایم که آیا با وجود این همه اختلاف در ریشه ها آیا می توانیم قبول کنیم که زبان های دنیا یک ریشه واحد داشته اند؟ پاسخ ما به این پرسش مثبت است. سانسکریت زبان باستانی و سنتی هند است. سر ویلیام جونز (۱۷۹۴-۱۷۴۶) محقق و استاد مسلم این زبان در سال ۱۷۸۹ نوشت:هرچند زبان سانسکریت زبانی قدیمی است، اما ساختار فوق العاده ای دارد. کامل تر از یونانی، مفصل تر از لاتین و خالص تر و خوشایند تر از هرزبان دیگری است. با این حال با هردو زبان ذکر شده خویشاوندی نزدیکی دارد و ریشه های فعل ها و دستور زبان آنها بسیار به هم شباهت دارد و محال است که این شباهت اتفاقی باشد. هیچ زبان شناسی نیست که در زبان های مختلف تحقیق کند و منکر شباهت های بسیار زبان ها یمختلف با یکدیگر شود. این به آن معناست که همه زبان ها از یک ریشه هستند و ان زبانی است که دیگر وجود خارجی ندارد. جونز اشاره می کند که که زبان های گوتیک، سلتی، و فارسی به همین خانواده زبان شناسی تعلق دارند که البته اکنون با عنوان زبان های هند و اروپایی شناخته می شوند. جی. آلدرس درباره تحقیق دوجلدی جونز برروی کتاب مقدس اینگونه می نویسد: جونز ثابت می کند که بین زبان های امریکای مرکزی و جنوبی در یک سو و زبان های سومری(قدیمی ترین زبان شناخته شده) و مصری در سوی دیگر رابطه مشخصی وجود دارد و این کشف بزرگی است. او با این کار ثابت کرد که داستان های کتاب های قدیمی مانند انجیل تنها یک افسانه ساده نیستند و در برخی موارد بسیار معتبر تر از آنی هستند که پنداشته می شدند. دکتر هرالد اشتایگر نیز در این زمینه نظر جالبی دارد. اومی گوید: هرچند زبان ها و لهجه های بسیاری در دنیا وجود دارند –تقریبا به ۳۰۰۰ زبان و لهجه- ولی با تحقیقاتی که برروی خانواده های بزرگ زبان ها انجام شده ثابت شده است که همه این زبان ها از یک زبان مادر مشتق شده اند. کلمات ودستور زبان ها بسیار به هم شبیه هستند. به نظر من این به آن معنا نیست که یکی از زبان ها این شباهت ها را از زبان دیگری وارد خود کرده است، بلکه این به آن معناست که این زبان ها شباهت هایشان را از یک زبان اصلی ارث برده اند. شاید داستان های انجیل راست باشد و حقیقاتا برج بابلی وجود داشته است و شاید در ابتدا همه مردم جهان زبانی واحد دشته اند. ● تاریخ آبیدنوس (مورخ یونانی اواسط قرن چهارم پیش از میلاد) به نقل از اوسه بیوس از برج بلندی و ویران شده ای در بابل صحبت می کند. او می نویسد:قبل از ویرانی این برج همه مردم به یک زبان صحبت می کردند، اما پس از آن به ورطه پریشانی و تعدد زبان افتادند. پلاتو در یکی از کارهایش از عصری طلائی صحبت می کند که همه مردم به یک زبان صحبت می کردند اما خدایان کاری کردند که زبان هرقوم متفاوت شود. اشاره به برج بلندی در بابل بر واقعیتی به نام زیگورات منطبق است. زیگورات ها از طبقات متعددی ساخته می شدند به طوری که طبقه بالایی کوچکتر از طبقه زیرین بود و این نحوه معماری تا بالای برج ادامه داشته است و از بالاترین نقطه برج به عنوان معبدی برای یکی از خدایان استفاده می شده است. دونالد جی.وایزمن استاد و متخصص قوم آشور در دانشگاه لندن نیز معتقد است که این داستان انجیل به شدت با شواهد تاریخی سازگار است. ● باستان شناسی محل دقیق برج بابل تاکنون مساله حل نشده است و هر جا که احتمال می رود برج آنجا بوده باشد، خرابه ای باستانی وجود دارد و این تشخیص محل دقیق این برج را دشوار ساخته است. بسیاری از مورخان یهودی و مسلمان عقیده دارند که این برج در «بورسیپا» در ۱۱ کیلومتری بخش شمالی بابل قرار دارد و برخی عقیده دارند که این برج در ساحل شرقی فرات قرار داشته است و البته بسیاری براین باورند که بسیاری از این خرابه ها را نسل های بعدی به تقلید و شاید برای زنده نگه داشتن خاطره برج بابل ساخته اند. با این حال هنوز بسیاری درباره داستان برج بال و کاربرد واقعی برج بابل تردید هایی دارند. برخی معتقدند که این برج محلی برای رصد ستاره ها بوده است و مردم آن روز بابل برای محاسبه چگونگی حرکت سیاره ها از آن استفاده می کرده اند. عده ای نیز عقیده دارند که برج بابل، ستونی بلند بوده است نه یک زیگورات و آن را تقلید مردم آن سرزمین از پگانیست های مصری می دانند. در این میان تنها یک چیز را می توان قطعی دانست؛ هزاران سال است که مردم جهان زبان یکدیگر را نمی فهمند. دو هفته نامه فریاد
|
||
|
|
|
|
|
تاكنون دانشمندان بر این عقیده بودند كه ۶۸ میلیون سال پیش یكی از سنگهای نزدیك به زمین با این سیاره برخورد كرده و ضمن ایجاد تغییرات وسیع آب و هوایی منجر به انقراض دایناسورها شده است. این بارش آسمانی در شبهجزیره یوكاتان مكزیك چالهای بزرگ به نام چیكسیولیوب (chicxulub) به قطر ۳۰۰ كیلومتر ایجاد كرد.
اما تحقیقات اخیر نشان میدهد نسل T.rex ها (نوعی از دایناسورها با جثه بزرگ و گوشتخوار كه در دوره زمینشناسی كرتاسه میزیسته) ممكن است در نتیجه تغییرات آب و هوایی و انفجارهای بزرگ آتشفشانی از میان رفته باشند نه بر اثر برخورد شهابسنگها. براساس این تحقیقات، انفجارها مقدار زیادی گاز در سطح زمین آزاد كرده كه از عوامل گرمایش زمین است و همچنین نشان میدهد كه زمان وقوع این انفجارها به طور قریب به تعیین همزمان با دوره انقراض دایناسورها و ۳۰۰ هزار سال پس از بارش سنگهای آسمانی است. یك تیم تحقیقاتی در دانشگاه پریستون امریكا به رهبری پروفسور گرتا كلر، پس از بررسی در فلات دكن در غرب هندوستان به این نتیجه رسیدند كه گدازههای آتشفشانی در این فلات شامل فسیلهایی از موجودات دریایی است كه نشان میدهد پس از انقراض دایناسورها مرده و تمام رسوبها بعد از انقراض به وجود آمدهاند. پروفسور كلر در این مورد میگوید: حفره چیكسیولیوب پیش از انقراض كلی با فاصله ۳۰۰ هزار سال به وجود آمد با مشاهده میكروفسیلهای دریایی در بالا و پایین لایههای اصابت دیده متوجه شدیم كه این برخوردهای كهكشانی دلیلی برای انقراض دایناسورها و نیز به معنای تغییرات آب و هوایی محیط نیست. امیدوارم بلاخره این راز ۱۰۰٪ درست باشد.
<فقط منتظرم دیگه عزیزان> |
||
|
|
|
|
|
نقل از : روزنامه ايران > 6/7/87 شماره ۴۰۳۶ |
||
|
|
|
|
|
اجساد جانوران معمولاً ابتدا زير آب فرو ميروند ،ولي با گذشت زمان و فساد و تجزيه درون آن گاز لازم براي شناور كردن جسد روي آب فراهم ميشود و جسد رفته رفته به سطح آب ميآيد.در هنگام شنا كردن تنها زماني رو يا زير آب ميمانيد كه دانسته يا ندانسته مقدار هواي داخل ششهايتان را تغيير دهيد؛ اين امرنشان ميدهد كه چگالي بدن انسان زنده بسيار به آب نزديك است و در واقع اندكي بيش از آن است .پس از مرگ جسد غرق ميشود و به ته آب ميرود، آنزيمهاو ارگانيسم داخلي فعاليت تازه خود را آغاز ميكنند و به تدريج بافتهاي نرم بدن را به مايعات و نمكهاو گازها تجزيه ميكنند . اين گازها عمدتاً: سولفيد هيدروژن، متان، دي اكسيد كربن، آمونياك و هيدروژن اند و در بدن جمع ميشوند و چگالي جسد را رفته رفته كم ميكنند تا جايي كه چگالي آن كمتر از آب شود و به روي آب بيايد. |
||
|
|
|
|
|
مشاهده یک سری از نورهای عجیب در دو روز اخیر باعث شده تا گروهی از محققان تحقیقات خود را برای پرس و جو از شاهدان عینی آغاز کنند تا مشخص شود آیا ما در واقع در حال بررسی توسط تمدنهای فرابشری هستیم یا نه؟دو روز پیش دو نفر که از جاده ای در شهر نوفالک آمریکا میگذشتند شئی مثلثی و سیاه رنگ را مشاهده کردند که از بالای سر آنها در حال پرواز بود ولی موسسه تحقیقات فضایی نورفالک حدث می زند افراد بیشتری شاهد این شئ پرنده بوده اند .
مشاهده شهود در باره این یوفو :
یکی از شاهدان این جسم پرنده ناشناس در تماسی که با خبر گذاری اخبار عصر ایالتی داشته مشاهده جسمی غول پیکر و مثلثی شکل را گذارش داده است و فرد دیگری از کارمندان یک شرکت هواپیمایی خصوصی که در برج فرود مشغول به کار بوده وجود جسمی پرنده و ناشناس را در رادار خود به مسئولین ارتش آمریکا گزارش داده است یک متخصص پرواز که درخواست کرده هویت او پنهان بماند در حالی که در راه برگشت به خانه از سینما بود متوجه این جسم پرنده در آسمان شد وی اظهار میکند که این شئ به طور قطع یک هواپیمای سری نظامی نمیتواند باشد و او کاملا مطمئن است که وضیت فیزیکی اسن جسم کاملا با قوانین ساخت اشیا پرنده زمینی متفاوت است وی اسن جسم را در ارتفاع پمجاه فوتی سطح زمین به صورت معلق در هوا مشاهده کرده است او اندازه این شئ را بر حسب اندازه درختان اطزاف آن ده متر در شش متر تخمین میزند. مشاهده هم زمان در مکانی دیگر درست در زمانی که شئ پرنده در آسمان آریکا مشاهده شد شئ مشابهی در نورسویچ انگلستان چندین بار مشاهده و گزارش شده است سازمان مطالعات یوفو انگلستان از تمامی کسانی که شاهد این شئ بوده اند درخواست کرده که با این سازمان تماس حاصل کنند آقای تیموتی داف مدیر تحقیقاتی سازمان تحقیقات فضایی انگلستان میگوید احتمالا این اشیائ پرنده که به طور هم زمان در چندین نقطه مشاهده شده اند به طور برنامه ریزی شده در حال انجام مامورینی هستند . |
||
|
|
|
|
|
سلام به همه خوشحالم که بعد از ۵ سال مجددا میتونم با شما از دریچه قلم الکترونیکی سخن بگویم.علم در هر ثانیه درحال رشد میباشد وگذر زمان بسیاری از غیر ممکن ها را ممکن میسازد. در این چرخه بزرگ هستی سوال اینجاست که ما در کجای علم هستیم وآیا هنوز مسایلی هست که حل نشده باشد و یا علم قادر به اثبات آن نباشد؟ وبسیاری از سوالات وابهاماتی که دور و بر ما اتفاق میافتند. بی شک همه ما دچار این قبیل موارد شده ایم که اتفاقی در اطراف ما و یا برای خودمان افتاده ولی هیچکسی قادر به درک کامل آن نشده .پس اجازه بدهید بگویم که اینجا آمدم تا به این قبیل مسایل توجه بیشتری کنیم وراهی بسوی نور الهی بیابیم.از شما که صاحبان علم وقلم هستید مشتاقانه کمک میطلبم و همواره چشم براه فرمایشات راهگشای شما هستم . امیدوارم اینجا را که مکانی رایگان برای ما ایرانیان است به نفع ایرانی استفاده نمائیم.باشد که ایرانی(فارس - ترک - کرد - لر و گیلک و عرب ) همیشه ایرانی بماند.
|
||